- ویرایش شده -
مسافر ، خسته از تمامی خاک گرفتگی های روزمرگی ؛ درد های دیوانه کننده ی زندگی ؛ فشارهای بیهوده ی روانی و سوداهای سوزنده ی روحانی ؛ به سایه ی ابر مرد جاودانی – گوروی دیر یافته (پیر ، مراد ، استاد ) – پناه آورده بود .
می پنداشت پس از این همه [...]
Archive for ژوئن 7th, 2008
درد عشق
Posted in Uncategorized on ژوئن 7, 2008 | 1 نظر »